X
تبلیغات
رایتل

انارستان

شروع که می شوی پایان را باور نکن

شک ندارم آدمی که این اصطلاح را ساخته که آسمان همه جا یک رنگ است اصلا دستش توی کار نبوده و سفر هم نرفته و نمی دانسته آسمان هر سرزمینی فقط آسمان همان سرزمین است و بس.

از وقتی برگشته ام ایران تقریبا دیگر به مسخره بودن این ادعا بیشتر پی برده ام. بخشی از این دیگر بودن آسمان بر می گردد به درون ما و رابطه ای که ما با جهان پیرامون برقرار کرده ایم که در واقع درست روی همین خاک اتفاق می افتد نه در آسمان. طبیعی است که من وقتی در کشور خودم هستم بیشتر پیگیر مسایل اجتماعی و سیاسی داخلی ام و بیشتر متاثر می شوم از کمبود ها ، ناملایمت ها ، دروغ ها و اوضاع نابه سامان . در حالی که در مالزی دیدن مسایل مشابه ای از این دست بیشتر دیدگاه انتقادی مرا برمی انگیخت.اما در ایران ، حس همدردی و همدلی و تاثر غلبه پیدا می کند بر هرچیز دیگری . همین است کهدر زیر سقف آسمانی دیگر کمی آرام تری و کمتر حرص می خوری و می توانی بایستی و مقاوم تر باشی. 

 نمی دانم در سایر کشورها چگونه است اما در کشور خودم رنج می برم  وقتی می بینم دوستم بیست روز تمام در بیمارستان میلاد با آن همه امکانات و متخصصان کارکشته ،  بیماریش تشخیص داده نمی شود و بعد دوباره دکتر و بیمارستان دیگر و بعد از دوماه بلاخره مشخص می شود تومور بدخیم مغزی دارد و به قول خودشان همین دوماه که به عدم تشخیص گذشت می توانست دوران طلایی درمان باشد.

بله مرگ و زندگی خارج از اراده ماست ، خطاهای پزشکی در تمام جهان اتفاق می افتد ولی من حق ندارم به خطای پزشکی دکتران  مالزی یا آمریکا یا فرانسه یا بورکینافاسو  اعتراض کنم اما اینجا سرزمین آبا و اجدادی من است من شهروند این کشورم ، ریشه هایم در این سرزمین است پس حق دارم فریاد بزنم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما درد و دریغ که این حق از من گرفته شده و این است که ابرهای خشم و کینه در آسمان سرزمین من می گرید و نمی گذارد فکر کنم آسمان  همه جا یکرنگ است. 


نوشته شده در شنبه 12 دی 1394ساعت 13:07 توسط farzaneh| نظرات (1)


آخرین مطالب
» ما سوخته ایم ما غرق شده ایم
» این روزها
» طاهر رفت
» پیشرو
» تنها افتخار
» پاییز
» کبوترهای اهلی
» آسمان های از دست رفته
» جمعه های درد
» کلیسا بازی
Design By : Pars Skin