X
تبلیغات
رایتل

انارستان

شروع که می شوی پایان را باور نکن

داریم می افتیم توی روزهای آخر اسفند و حرکت تند و پر هیجان مردم که گویی  در انتظار اولین سال نوی عمرشان  هستند. نمی دانم این همه هیجان از کجا ناگهان سرازیر می شود توی رگ های مردم و خوش به حالشان که شادند و سرخوش . تنها سالی که از آمدن سال نو خوشحال بودم سال 94 بود که در مالزی تنها بودیم و درست به اندازه تعطیلات رسمی ایران رفتیم مسافرت و خستگی روزهای درس خواندن را پشت سرگذاشتیم بی هیچ هراس و انتظار و...........

 عید برای من یک سال افزایش سن ، مسافرت بین شهرهای مختلف برای دیدن خانواده های خودم و همسرم و رفتن از یک خانه به خانه دیگر است. گفتن حرف های تکراری ، آرزو کردن و آرزو کردن و از همه بدتر روبوسی و روبوسی( متنفرم از این تکلیف اجباری )  ..............

یعنی همه اش کارهایی که دوست ندارم. برای من که تمام طول سال را می روم مسافرت همین دو هفته می توانست دمی باشد برای آسودن و کتاب خواندن یا حتی لمیدن روی مبل دیدن شوهای مزخرف تلوزیونی یا نه دیدن یک فیلم انتخاب شده و شاید هم نوشتن یک داستان ، پختن یک سوپ خوشمزه و سق کشیدن یک شیرینی خشک . ......

نمی شود نه نمی شود باید بروم خرید عید، لباس نو بخرم ،  شیرینی بپزم و بزنیم به دل جاده برای دیدن تکرارها . کاش عید اصلا نبود . کاش سال نو نمی شد. حداقل کاش هر دو سه هزار روز یکبار سال نو می شد حداقل . این طوری جذاب تر نبود؟ خداییش این فلسفه بازسازی جهان اسطوره ای شده یک پتک توی سرم و فکر می کنم  این تغییر اجزای فرهنگی که قرار بود بر حسب مکان و زمان معنا پیدا کند چرا هنوز در دوران مدرن هم به همان فلسفه کهنه وفادار است.

حالا این را هم اضافه کنم که بر حسب تحقیقات افرادی مانند دکتر مهرداد بهار اصلا نوروز برعکس تصور ما ایرانی ها ، ابداع ما نبوده بلکه ما از این سنت کهن میان رودانی بهره بردیم و چون به شدت ملت وفادار به تاریخ و نمادها هستیم نوروز در ایران ماندگارتر از زادگاهش شد.

نوشته شده در یکشنبه 16 اسفند 1394ساعت 19:02 توسط farzaneh| نظرات (1)


آخرین مطالب
» ما سوخته ایم ما غرق شده ایم
» این روزها
» طاهر رفت
» پیشرو
» تنها افتخار
» پاییز
» کبوترهای اهلی
» آسمان های از دست رفته
» جمعه های درد
» کلیسا بازی
Design By : Pars Skin