X
تبلیغات
رایتل

انارستان

شروع که می شوی پایان را باور نکن

بعد از سال ها پرداخت هزینه های گزاف بیمه که ماهیانه از حقوقمان کسر می شود ، تصمیم گرفتیم برویم دکتر مجانی آن هم در بیمارستان میلاد. سه تا نوبت اینترنتی گرفتیم و با کلی خدایا شکر چه مملکت پیشرفته ای ، صبح زود خودمان را رساندیم بیمارستان که اگر هم چند ساعتی به خوابمان افزوده بودیم هم چندان ضرر نکرده بودیم . اولین نوبت مربوط به پسری بود که ناخن انگشتش داخل گوشت رفته و دکتر ما را رسما فرستاد دنبال نخود سیاه که باید اول آزمایش خون بگیری و هفته آینده بیایی برای عمل و آزمایشگاه هم چون بچه موز خورده بود گفت برو فردا بیا. نفر دوم من بودم . الان که  خوب فکرش را می کنم یادم نمی آید دکترم زن  بود یا مرد چون دکتر چسبیده بود به مانیتور و  وقتی من حرف می زدم دریغ از یک نگاه به پاهای من  و بعد با یک اطمینان مافوق بشری گفت این رماتیسمه خانوم چرا اینقدر دیر مراجعه کردی می نویسم برو روماتولوژیست . و من شوکه شده بودم که این همه دانش چگونه از مانیتور به این اعجوبه منتقل شده و چرا این نابغه را نمی دزدند و نمی برند آن ور آب . نفر سوم هم که همسرم بود بعد از شنیدن ماوقع کلا عطای ویزیت آبدوغ خیاری را به لقایش بخشید و ما راهی شدیم داخل شهر که دکتر جراح عمومی و روماتولوژیست پیدا کنیم و چشمتان روز بد نبیند  از صبح تا الان هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیده ایم مگر برای پسری که برای ساعت ده شب یک وقت گرفته ایم و مرکز روماتولوژی ایران هم فعلا دستمان را گذاشته توی حنا که شاید ان شااله در هفته های آتی نوبتی خالی شود و بشود که زیارت کنیم دکتر را.

با این وضعیت بیمه رایگان و نوبت دهی و بعد هم تشخیص های اشتباه و بعدترش هزینه های گزاف ، به نظرم مردن هم کم خرج تر است هم راحت تر  .

چند دقیقه قبل به طور ناگهانی نوشته پشت دفترچه بیمه ام - تامین اجتماعی - را خواندم و از خودم پرسیدم چه می شد کلا اصلا قرار نبود برنامه ای در هیچ حوزه ای نمی داشتیم ؟ آیا این همه نتیجه معکوس حاصل برنامه ریزی است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



سرانجام  این داستان

بعد از کلی مراجعه به مطب و مراکز مختلف و تماس های تلفنی مکرر و گوشی در دست ماندن و منشی جان محل سگ نگذاشتن ، موفق شدم برای 23 خرداد وقت پزشک بگیرم. کولاک کردم نه؟ 

 به نظر شما اساسا این مدل برخورد با بیمار و سرگردان کردنش درست است؟ خصوصا که منشی ها از خود پزشک ها پر افاده تر هستند متاسفانه . 

 یک خاطره پزشکی

یادم هست توی مالزی برای معده درد مراجعه کردم به یک کلینیک - توجه می فرمایید کلینیک  یعنی یک مکان با بیماران فراوان - دو ساعت از وقت ورود تا ملاقات با پزشک طول کشید ، سه روز تا نوبت آندوسکوپی ، دو ساعت تا انجام آندوسکوپی که  در اتاق جراحی عمومی و با بیهوشی انجام شد و تقریبا 30 دقیقه بعد هم دکتر را مجددا دیدم و بیماری ام تشخیص داده شده بود و دارو هم کمتر از یک ربع بعدش توی دستم بود و داشتم برمی گشتم منزل. 

جالبی داستان در اینه که من  بیش از  ده سال با تشخیص اشتباه دکترهایی که گاه وقت گرفتن ازشون به شش ماه هم رسیده بود ، از 1379 داروهای الکی می خوردم و دلم خوش بود که بهترین متخصص های معده کشورم در مورد بیماری ام نظر داده اند و خنده دارترش این که هر وقت در مورد پزشکی ایران صحبت می شد ، شانه هایم را بالا می گرفتم و با غرور به همه می گفتم پزشکی ایران نه تنها در خاورمیانه حرف اول رو می زنه که در دنیا هم جزو بهترین ها هست.

 نه پزشکی که اخلاق توش نیست هیچ نیست حتی اگر زبده ترین در دنیا باشه . یکی از ساده ترین اصول اخلاقی هم در خدمت بیمار بودن پزشک هست که قطعا  اگر دکتری این طوری رو پیدا کنم حتما دستشو می بوسم

نوشته شده در سه‌شنبه 21 اردیبهشت 1395ساعت 19:54 توسط farzaneh| نظرات (17)


آخرین مطالب
» بهار قطبی
» آیا پشیمانم ؟
» خاطرات سفید
» ما سوخته ایم ما غرق شده ایم
» این روزها
» طاهر رفت
» پیشرو
» تنها افتخار
» پاییز
» کبوترهای اهلی
Design By : Pars Skin