X
تبلیغات
رایتل

انارستان

شروع که می شوی پایان را باور نکن

تابستان عجیبی بود .از اوایل خرداد برای من شروع شد و تا دو هفته دیگر هم  ادامه خواهد داشت. همه از گرمای هوا می نالیدند و من تازه امروز وقتی ساعت دو بعدازظهر بود و کولر روشن نشده بود فهمیدم که پاییز دارد می رسد. تمام این سه ماه را تقریبا پشت منیتور یا کتاب ها گذراندم . حاصل این نشستن مداوم تقریبا 400 نوشته تایپی در قطع A4  است و بس که قطعا می افتد گوشه کتابخانه دانشگاه و هیچ به جهان نخواهد افزود و باز احساس بیهودگی را به من هدیه خواهد کرد. گرچه در بین این نوشتن های مدام سری هم به کتاب های رمانی می زدم که از نمایشگاه کتاب خریده بودم و یا از شهر کتاب آنلاین ، جزاین دیگر کار مفیدی انجام ندادم. اما هنوز تابستان ادامه دارد با کولر یا بی کولر با هرم گرما یا بوی پاییز هرچه هست من هنوز دو هفته دیگر وقت دارم که حداقل برای خودم زندگی کنم . قطعا دو هفته دلنشینی خواهد بود خاصه با این کتاب های مانده توی کتابخانه که جوری چیدمشان که هر روز باید سلامشان کنم.


نوشته شده در چهارشنبه 3 شهریور 1395ساعت 15:48 توسط farzaneh| نظرات (8)


آخرین مطالب
» بهار قطبی
» آیا پشیمانم ؟
» خاطرات سفید
» ما سوخته ایم ما غرق شده ایم
» این روزها
» طاهر رفت
» پیشرو
» تنها افتخار
» پاییز
» کبوترهای اهلی
Design By : Pars Skin