انارستان

شروع که می شوی پایان را باور نکن



بچه که بودم یکی از تفریحات همیشگی دراز کشیدن در پشت بام خانه بود و تماشا کردن حرکت آرام و ملایم ابرها و عجیب که ساعت ها می گذشت و گذر زمان  نه خسته کننده بود و نه قابل اندازه گیری. شاید این عادت دوران کودکی شما هم بوده باشد و عجیب به نظر می رسد برای کودکان امروزی که سرشان به سوی زمین خم است روی گوشی و تبلت و آیپد و هزار وسیله دیگر که اصلا میخشان کرده به یک نقطه از زندگی و حتی نمی گذارد به راست و چپشان بنگرند.



 و چقدر خوب که دوباره آسمان را با همه ابرهایش پیدا کرده ام ، صاف و شفاف درست مثل روزهای کودکی با ابرهای خزنده و رامش که بازی می کنند با خیال و رویاها و تصویر سرزمینی را برایم ترسیم می کنند که آسمانش از دست رفته است.


نوشته شده در شنبه 25 شهریور 1396ساعت 03:17 توسط farzaneh| نظرات (9)


آخرین مطالب
» خسته نیستم ، می ترسم
» کوروش ما ،کوروش اونا
» بهار قطبی
» آیا پشیمانم ؟
» خاطرات سفید
» ما سوخته ایم ما غرق شده ایم
» این روزها
» طاهر رفت
» پیشرو
» تنها افتخار
Design By : Pars Skin